تبلیغات
مثل مه - عکس
مثل مه

عکس تسخیر زمان است و جاودانه ساختن آن .. همچون دیدنی ترین لحظه نادیدنی ناب هستی...

عکس

دوشنبه 21 بهمن 1387

قوه خیال صورتگر لحظه های ناب

 

صدای غرش مهیبی همه فضای عجیب این سرای بی انتهای نادیدنی را فرا گرفته . زوزة بادهای گوناگون با چرخش برق آسا ، دانه های بسیار ریز شگفت بر كف نشستة این سرا را به حركت در آورده . سقف آبی رنگ این سرا لكه های سفیدش با شكلهای چشم نوازش سرعتی عجیب به خود گرفته .

همه چیز در انتظار یك چیز و آن هم لحظه ایست كه قرار است با تركیب شدن دانه های ریز و پست این سرا ناب شود .

این همان آفرینشی است كه آن هنرمند یگانه و عظیم با سبك غیرقابل درك برای ما ، موجودی را با وجود بی كران صورتگری كرده است .و چنان نعمتی دروجود مجرد نهاده است كه اگر قدر بدانیم به صدر می نشینم .

هنر ناب آن  است كه از جایی بالا می آید و راه تنزلش هم تا سطح  طبیعت و حس مستقیم است . و دست مخطبان خود اعم از بینندگان و شنوندگان و خوانندگان را می گیرد و در صراط مستقیم بالا می برد بدون این كه در این آمدن و رفتن انحراف و اختلافی یا تخلفی پدید بیاید .

ارائه شگفتی و نمایش زیبایی حقیقی می تواند انقلابی را بوجود بیاورد و آن انقلاب راه بدون انحراف را پیدا می كند كه این تعالی روح انسانی است .

            

هنرمند حقیقی در هنر ناب و اسلامی می تواند ثابت كند توحید الهی را ، نقش خدا را در جهان ، رسالت را و همه این مقوله ها را توامان ، چون عقل او عقل هنرمند است و عقل خشك و با احساس كاذب نیست به امامت و رهبری و مدیریت دستگاه درون می پردازد . قوه وهم و خیال را تعدیل می كند نه تعطیل !

وهم و خیال هردو از بهترین نعمتهای خداست اگر كسی این نعمتها را حق شناسی كند آن گاه لذت می برد .

وهم ادراك مفاهیم جزیی است و خیال عهده دار صورتگری و صورت پردازی ، و عقل بالاترین ادراك آدمی همچون پیامبری درون را به اصل می رساند .

عكس را می توان مصداق  شعری دانست .

پرتو دیدار خوشش تافته در دیدة من... آینه در آینه شد دید مشو دید مرا (امیر هوشنگ ابتهاج )

لحظة تجسمی كه بطور ناخودآگاه در ضمیر انسان و قوه وهم و خیال در كسری از ثانیه شكل می گیرد و شكار می شود . باید ثبت تصاویری باشد از كمال وجودی و جمال وجودی هستی . كه همة اصل عكاسی را معنا می كند . هرعمل موجود زنده و غیر زنده كه بی نقص آفریده شد . لحظه ای به اوج خود می رسد این لحظه عصاره ای است از تمام آنچه كه گذشت و همه آنچه كه خواهد رسید .

مثالی می زنیم . زمانی كه ما عكس یادگاری از خود ثبت می كنیم این عكس در همان لحظه بسیار زیبا می شود مدتی می گذرد آن عكس ناپیدا می شود و حتی نگاتیو آن هم پیدا نمی شود ، به نظر شما  آیا می توانید دوباره همان لحظه ای كه در آن زمان با آن حال خود ثبت نمودید دوباره مثل قبل زیبا ثبت نمایید . ! نمی شود چرا . بدلیل آن كه لحظه هـای آدمی در پیرامون تكــرار شدنــی نیست و هر روز و هر شب قیامتی برپا می شود و شكلی صورت می گیرد . وظیفه عكاس است كه بهترین لحظات را به چنگ آورد و سندهایی را در پیرامون از لحظه های گذرای پرشور آدمی در زمان ماندگار كند .

و ثبت دیدنی ترین لحظة نادیدنی ناب هستی را به نمایش بگذارد .

این آفرینش تنزل یافته انسانی به هیچ طریقی شكل نمی گیرد مگر آنكه تفكر و اندیشه طاهر باشد و جان حقیقت طلب و در آخر شناخت درست ابزارو آگاهی كافی به آن .

آفرینش این موجود پر رمز و راز و هزار تو ، نه فقط برای  ماندن و لذت ! بلكه برای چگونه ماندن و دستی بردن و بجا گذاشتن چیزی به یادگار از خود در این میانه می باشد .

آن چیز می تواند یك سخن نیكو باشد ، یا یك منش خوب باشد ، و یا یك عكس خوب !




فهرست وبلاگ

پیوندهای روزانه

آرشیو

نویسندگان

پیوندها

صفحات جانبی

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

جستجو

آخرین پستها

اَبر برچسبها

  •