مگر نسیم سحر بوی زلف یار من است
که راحت دل رنجور و بی قرار من است
به خواب در نرود چشم بخت من همه عمر
گرش به خواب بینم که در کنار من است
اگر هزار غم است از جفای او بر دل
هنوز بنده اویم که غمگسار من است .....
عکس تسخیر زمان است و جاودانه ساختن آن .. همچون دیدنی ترین لحظه نادیدنی ناب هستی...
مگر نسیم سحر بوی زلف یار من است
که راحت دل رنجور و بی قرار من است
به خواب در نرود چشم بخت من همه عمر
گرش به خواب بینم که در کنار من است
اگر هزار غم است از جفای او بر دل
هنوز بنده اویم که غمگسار من است .....
دلا تا کی اسیر یاد یاری ز هجر یار تا کی داد داری
بگوتاکی زشوق روی لیلی تو مجنون پریشان روزگاری
پریشانم پریشان روزگارم من آن سرگشته هجر نگارم
کنون عمریست باامیدوصلت درون سینه آسایش ندارم
زهجرت روز و شب فریاد دارم ز بیدادت دلی ناشاد دارم
درون کوهسار سینه خود هزاران کشته چون فرهاد دارم
چرا ای نازنینم بی وفایی دمادم با دل من در جفایی
چرا آشفته کردی روزگارم عزیزم دارد این دل آرزویی.....
غم زمانه خورم یا فراق یار کشم به طاقتی که ندارم کدام بار کشم
نه قوتی که توانم کناره جستن از او نه قدرتی که بشوخیش درکنارکشم
نه دست صبرکه درآستین عقل برم نه پای عقل که در دامن قرار کشم
چو می توان به صبوری کشید جورعدو چرا صبور نباشم که جور یار کشم.
بنام تصویرگر لحظه های ناب
زمان شتابان در گذر است و هیچ چیز قادر به بازداشتن آن نیست ، پس هرگز انسان از عکس بی نیاز نخواهد بود، زیرا عکس به مثابه ی تنها پدیده هنریست که لحظات بی نظیر را به تسخیر خود در می آورد و زمان های گریزان را جاودان می سازد . عکاسی آن نگاه احساس گونه ای است که در قلب زنده عکاس حیات دارد .
آدمی قبل از آن که بگوید ، می بیند و قبل از آن که ببیند احساس می کند . عکس دیدنی ترین لحظه نادیدنی ناب هستی ست .
عکاسی ثبت لحظه های گذرای آدمی می باشد که در پیرامون شکل می گیرد. عکاس با شناخت به ابزار و عناصر زیباشناسانه و مبادی سوادبصری به پرداخت مفاهیم عمیق انسانی می پردازد این مفاهیم می تواند از قبل در ذهن عکاس شکل بگیرد و یا در همان لحظه تجسمی صورت بگیرد وتصویری خلق شود .
عکاسی می تواند صرف واقعیت و گزارش اتفاقها و رخدادها در طبیعت و پیرامون آدمی باشد و هم می تواند فرا واقعیت و یا انتزاع از واقعیت باشد که به حقیقت تبدیل می شود .
عکاس سندگرا نیازمند به شاخصه هایی می باشد که آن را به اهدافش نزدیکتر می کند در واقع ذهن را زیبا می سازد .
این شاخصه ها جدایی از فنون و تکنیک و قواعدعکاسی می باشد .
هر مقوله هنری با استفاده از ابزار و ذهن هنرمند آفرینش به وجود می آورد . برای آفریدن لحظه های ناب باید به حقیقت طبیعت و انسان پی برد تا محتوی و فرم در اثر ارائه شده مخاطب را جذب نماید و مسیری جدید برای او ایجاد نماید .
مهدی معصومی گرجی
خوش تر از دوران عشق ایام نیست
بامداد عاشقان را شام نیست
مطربان رفتند و صوفی در سماع
عشق را آغاز هست انجام نیست
ازهزاران در یکی گیرد سماع
زان که هر کس محرم پیغام نیست...!
آمد بهار ای دوستان منزل سوی بوستان کنید
تا بخت در رو خفته را چون بخت سروستان کنید.
ای غنچه گلگون آمدی وزخویش بیرون آمدی
با ما بگو چون آمدی ؟ تا ما ز خود خیزان کنیم..............